۵ راهکار عملی برای تحقق اقتصاد مقاومتی

۵ راهکار عملی برای تحقق اقتصاد مقاومتی

۵ راهکار عملی برای تحقق اقتصاد مقاومتی

با ظهور انقلاب اسلامی شکل جدیدی ازحکومت در دنیا پدیدار شد که بنای سازگاری با قطب قدرت استکبار را نداشته و به مبارزه با استکبار پرداخت. ظهور چنین حکومتی آن هم درمنطقه خاورمیانه که ازلحاظ اقتصادی و ژئوپلیتیکی دارای اهمیت بسیار زیاد است، باعث شد که نظام استکبار جهانی با تمام قوا به مبارزه با انقلاب برخیزد. با پایان یافتن جنگ و عدم پیروزی استکبار در زمینه های نظامی، تهاجمات به عرصه‌های دیگرکشیده شد. یکی از این عرصه‌ها که خصوصاً در سالهای اخیر با تهاجمات گسترده همراه بوده است، “عرصه اقتصادی” است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مکلف به نوآوری و نظریه‌پردازی و الگو‌‌سازی در عرصه‌های جدید اقتصادی است. هرکشوری که علم استکبار‌ستیزی را برپاکند، نیازمند چنین الگوهایی است.  چندی پیش وضعیت اقتصادی برخی کشورهای امپریال ار حیث مؤلفه های رشد و توسعه یافتگی رو به بهبود رفته بود ، البته ایده ئولوژی راهبردی و رویکرد های استعماری و استثماری در گرو شعارهایی برای برقراری نظم نوین جهانی و دموکراسی ملی و بین المللی با سیست های جنگ افروزی و نسل کشی توأم شد. این تضاد استراتژیکی به تنش سیاسی،اجتماعی و اقتصادی درون و برون مرزی آنها منجر و هرینه های سر سام آور شالوده اقتصاد های پوشالیشان را از بنیان بر چید؛ تورم و رکودی عظیم گریبان گیر ملل متروپل و اقمارشان بروز می نمود ، از آنجا که کشور های اوراسیا با اصحاب سلطه از یک سو و از سوی دیگر با دولت های خاورمیانه منجله ایران شریک تجاری اند ، طبق اثر انعکاسی این بحران ناخوانده را با ترفندی به نام تحریم بر ما تحمیل کردند، زیرا وقتی که درآمد شرکای تجاری کم شود قدرت خریدشان نیز افت می کند.

 

در برهه حساس کنونی یک سیاست کلی مبتنی بر محور مقاومت آمیخته با آموزه های قرآن درمانی در قالب شعاری با عنوان اقتصاد مقاومتی تجلی کرد ، اما برخی از صاحب نظران با وارد کردن شبهاتی این گوهر ناب را با مفهوم ریاضت اقتصادی غربی مترادف خواندند، لذا بر خود لازم دانستم که با اعتصام به آیات الهی تفاوت اقتصاد مقاومتی با ریاضت اقتصادی بر عموم ملموس تر گردد و در ادامه به راه کارهای عملی اقتصاد مقاومتی و تولید ملی با  استناد به سخنان محققان اشاره خواهد شد.

ابزار های اقتصادی دولت ها

در طول تاریخ، ملّت ها تلاش چندانی برای تأثیرگذاردن بر کارکرد اقتصادی خود نداشته اند؛ امّا با بسط اقتصاد کلان جدید، دانش چگونگی تأثیر سیاست های دولت بر اقتصاد پیشرفت کرده است.بدین سان اکنون شناخت بهتری نسبت به ابزارهای سیاست اقتصادی وجود دارد.در میان هدف های عمده، اشتغال کامل، ثبات قیمت ها، توزیع مجدد درآمدها، رشد و ثبات بین المللی (موازنه پرداخت ها) به درجات گوناگونی به وسیله بیش تر دولت های جدید و پیشرفته دنبال شده اند.

 

هر دولتی برای دستیابی به اهداف اقتصاد کلان خود، انواع ابزارها و سیاست ها را به کار می گیرد که مهم ترین آنها عبارتند از:

 

1.سیاست مالی؛ شامل مخارج دولت و مالیات بندی است.مخارج دولت نسبت میان مصرف عمومی و مصرف خصوصی را کاهش می دهد؛ ولی ممکن است بر سرمایه گذاری و تولید بالقوه نیز تأثیر گذارد.سیاست مالی، دست کم در کوتاه مدت بر مخارج کل و از این رو بر تولید ناخالص ملّی و تورم تأثیر می گذارد. همچنین از سیاست مالی می توان برای توزیع مناسب درآمد، استفاده کرد.

 

2.سیاست پولی؛ بانک مرکزی به منظور تنظیم حجم پول (عرضه پول)، سیاستِ پولی در پیش می گیرد.تغییرات عرضه پول موجب بالا یا پایین رفتن نرخ بهره (سود) شده، بر سرمایه گذاری، تولید ناخالص ملّی (واقعی و بالقوه) مؤثر خواهد بود.بانک مرکزی از طریق به کارگیری عملیات بازار باز (خرید و فروش اوراق)، تغییر نرخ تنزیل، تغییر نرخ ذخایر قانونی و همچنین از طریق تعیین اعتبارات (به طور مستقیم) مبادرت به سیاست پولی می کند .

 

3.سیاست های درآمدی؛ ابزارهای مستقیم دولت برای تأثیرگذاری بر روند دستمزدها و قیمت ها به منظور تعدیل تورم است.البته این سیاست ها معمولاً با فشار بر دستمزدهای واقعی، موجب تغییر توزیع درآمد نیز می شوند.در کشورهای ثروتمند، پنج سیاست عمده درآمدی تجربه شده است.یک نوع از آن بر رهنمودهای ناصحانه متکی است که تا حدودی کارفرمایان و کارکنان را تشویق می نماید تا نسبت به افزایش کم تری در دستمزدها و حقوق به توافق برسند.انواع دیگر شامل تثبیت دستمزدها، قراردادن یک حدّ قانونی برای افزایش دستمزدها و شاخص بندی دستمزدها است.

 

4.سیاست اقتصادی خارجی؛ در واقع همان به کارگیری سیاست های مالی و پولی در رابطه با صادرات و واردات است.طبیعی است که با توجه به اطلاعات ناکافی و مسائل اقتصادی خاص صدر اسلام، سیاست های اقتصادی علوی در یک مفهوم تقریبی و به معنای عام تری بررسی می شود.

ماهیت دولت و  سیاست های اقتصادی صدر اسلام

دولت، تجلى برتر وحدت سیاسى مردم یک جامعه است. اساس این وحدت، عاطفه (جغرافیا، نژاد، خون، زبان و تاریخ) یا فکر (الهى یا الحادى و …) است.(1) ما آنچه که هر جامعه‏اى را وا مى‏دارد تا دولت تشکیل دهد، انگیزه اجتماعى زیستن انسان‏ها است. تنظیم روابط متقابل انسان‏ها، اجراى مقررات و ضمانت اجرایى، مستلزم وجود دستگاه قدرتمندى است. از این رو امام على علیه السلام در پاسخ به شعار لا حکم الالله از سوى خوارج چنین پاسخ مى‏دهند: مردم، به زمامدار نیازمندند، خواه نیکوکار باشد یا بدکار؛ تا مؤمنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول و کافران هم بهره‏مند شوند و مردم در دوران حکومت او زندگى را طى کنند و به وسیله او اموال بیت‏المال جمع‏آورى گردد و به کمک او با دشمنان مبارزه شود. نیکوکاران در رفاه و مردم از دست بدکاران در امان باشند. (2)ایجاد امنیت، نظم‏آفرینى و پاسدارى از حقوق مردم و جلوگیرى از تعدى، شأن هر حکومتى است . برخى از سخن علی (علیه السلام) چنین فهمیده ‏اند که تنها عامل تعیین‏ کننده قوه اجرایى، توانمندى در تدبیر امور کشور، حفظ امنیت و حراست از مرزها است(3) یعنى حکومت‏ها وظیفه‏اى جز رسیدگى به حاجات اولیه مردم ندارند، خواه حکومت دینى و خواه حکومت غیردینى.(4)

 

مهم‏ترین ابزار کمى در دولت علوى، سیاست‏هاى مالى است. سیاست‏هاى پولى تنها منحصر به حفظ ارزش پول بوده است. قبل از هر چیز، دولت به نظارت بر کیفیت و عیار سکه‏‌هاى دینار و درهم مى‏پرداخت تا قدرت خرید را حفظ کند. اعراب به علت فقر اقتصادى، قادر به ضرب سکه نبودند؛ از این رو در داد و ستدها از سکه‏هاى رایج در کشورهاى همسایه ـ مثل ایران، روم، یمن ـ استفاده مى‏کردند .(5) این سکه‏ها بر اثر تجارت اعراب با همسایگان وارد جزیرةالعرب مى‏شد و چون حجم تقاضاى پول در جزیره نسبت به تقاضاى کل ایران و روم ناچیز بود، تقاضاى منطقه‏اى جزیره تأثیرى بر تقاضا یا عرضه پول در ایران و روم نداشت بدین روى ارزش پول براى اقتصاد جزیرةالعرب به طور برونزا تعیین مى‏شد. (6) بر این اساس تنها اقدام لازم براى حفظ ارزش پول در منطقه، مراقبت بر عیار سکه‏هاى وارد شده بود که از سوى دولت صورت مى‏گرفت.

تفاوت‌های “اقتصاد مقاومتی” و “ریاضت اقتصادی” در آیات الهی

“ریاضت اقتصادی” و “اقتصاد مقاومتی” دو واژه جدید هستند که یکی پس از فروپاشی اقتصاد در اروپا و دیگری بعد از تحمیل تحریمات جدی اقتصادی غرب علیه ایران به وجود آمده‌اند. این دو واژه نقاط اشتراک و افتراقی دارند:

الف: هر دو در اینکه برجامعه ای که تحمیل می شوند، فشار می‌آورند، جامعه را در مضیقه قرار می دهند، قدرت خرید کم می شود و موجب نابسامانی‌هایی در روند زندگی‌های فردی و اجتماعی و کند شدن رشد زیرساخت‌های کشور و… می‌شوند، مشترکند.

ب: نقطه افتراق آنها این است که در ریاضت اقتصادی ، امیدی به آینده نیست فعلاً افراد مجبورند سختی را تحمل کنند، این تحمل سختی را  هیچ  فرجامی خوشی  نیست.

ما در اقتصاد مقاومتی، افراد سختی هایی را تحمل می کنند ولی می دانند که اولاً این تحمل و این مشکل بهای یک چیز با ارزش است که به خاطر آن باید آن را به جان بخرند. دیگر اینکه همچنانکه از نامش پیداست این مشکلات را با امید به آینده‌ای روشن تحمل می‌کنند، درست همانند دو نفری که در یک مسیر سنگلاخ و ناهموار راه می‌پیمایند که یکی از آنها بدون هدف است و نمی داند به کجا می رود فعلاً با این سنگ ها و خارها دست و پنجه نرم می‌کند ولی امیدی به آینده ندارد، اما دیگری نیز در این مسیر با مشکلات قدم بر می‌دارد ولی می‌داند که نهایت این راه به نقطه‌ی مطلوب وی می رسد و به امید رسیدن به آن نقطه روشن سختی ها را تحمل می‌کند.

اولی تنها ریاضت و سختی می‌کشد بدون هیچگونه دلخوشی و امیدی به آینده دومی هم همین ریاضت و سختی را تحمل می‌کند با امید و علم به اینکه این راه، دیر یا زود به پایان می رسد و او به سر منزل مقصودش خواهد رسید.

خداوند متعال حالت این دو گروه را چنین به تصویر کشیده است:

“وَ لا تَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ وَ کانَ اللَّهُ عَلیماً حَکیماً” (نساء آیه 104)

“درتعقیب دشمنان (دست و پنجه نرم کردن با آنها) سستی نکنید (بلکه روحیه تهاجمی خود را همه حال حفظ کنید) زیرا همان‌طور که شما در سختی هستید، آنها هم در سختی هستند (با یک فرق که) شما امید به رحمت وسیع پروردگار دارید. اما آنها چنین امیدی ندارند.”

برای حفظ روحیه امید و از دست ندادن نشاط مبارزه، خداوند آیات مربوط به استقامت و صبر را نازل فرموده است:

“فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ ” (سوره هود آیه 112)

“در انجام وظایف، استقامت داشته باشید و از راه الهی بیرون نروید که خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.”

“انَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقَمُوا تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکةُ أَلا تخَافُوا وَ لا تحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجْنَّةِ الَّتی کُنتُمْ تُوعَدُونَ”(سوره فصلت آیه 30 )

کسانی که در راه کلمه توحید (که تمام اعمال خیر و مجاهدت از این کلمه نشأت می گیرد) استقامت به خرج دهند ملائکه بر آنها نازل می شوند که نترسید و اندوهی به خود راه ندهید و شما را بشارت باد به پایان خوش این راه که بهشت است.

همچنین است آیات مبارکه

” إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ” (احقاف 13)

“فَلِذٰلِکَ فَادعُ وَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَلا تَتَّبِع أَهواءَهُم” (شوری آیه 15 )

     … ای پیامبر تو مأموریت خود را انجام بده و دعوت به حق بکن و کار به سلیقه ها و خواهش‌های افراد نداشته باش.

این آیات هم ما را به استقامت دعوت کرده و هم نتیجه استقامت را که فوز و پیروزی و در نهایت ورود به بهشت پروردگار است، مژده می‌دهد.

آیات بسیاری هم در باره صبر در قرآن آمده است:

” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ” (آل‌عمران 200)

ای کسانی که ایمان آورده اید به طور فردی و جمعی صبر داشته باشید و با هم مرتبط باشید و تقوا داشته باشید که اینها موجب رستگاری است.

” وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ ” (هود 115 )

صبر داشته باش که خداوند اجر محسنان را ضایع نمی‌کند.

“فَاصبِر اِنَّ وَعدَاللّه حقَّ وَلا یستخفنک الَّذینَ لایوقِنون” (روم 60)

صبر داشته باش که وعده الهی حق است و کسانی که یقین ندارند تو را سست و سبک نکنند.

کلاً انسان‌ها با این مشکلات آزمایش می‌شوند و همین مشکلات باعث رشد و اعتلای آنها می‌شود همچنان که در ایران اسلامی دیدیم هر چه مشکلات بیشتر شد، توان ملت هم بالاتر رفت و کشور در مقام بالاتری قرار گرفت. البته این مشکلات امتحان الهی است و باعث ریزش‌هایی هم از افراد کم ظرفیت می‌شود.

“وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون أُولَـئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ” (بقره 155 – 156 – 157)

خداوند انسان‌ها را با انواع آزمایشات می‌آزماید. با ترس، – ترس از قدرت دشمن و یا ترس‌های دیگر- گرسنگی، کم شدن اموال، از بین رفتن برخی انسان‌ها، از بین رفتن حاصل ها… همه و همه آزمایش‌های الهی هستند. و لیکن در این میان بشارت الهی ویژه صابرانی است که وقتی مشکل برای‌شان پیش می آید، می گویند: “ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم (تسلیم اوامر و مقدرات الهی هستیم)” پس درودها و رحمت‌های الهی هم شامل اینها می‌شود و آن کس که مشمول درود و رحمت الهی باشد دنیا و آخرتش آباد است و راه هدایت هم همین است.

دشمن برای به زانو در آوردن ملت ایران همه راه‌ها را تجربه کرده و نتیجه نگرفته است. راه‌هایی هم‌چون افزایش اختلاف داخلی از قبیل شیعه و سنی، قبیله‌ای و زبانی، حمله مستقیم نظامی، ترور سران نظام، جنگ تحمیلی، فتنه‌های رنگارنگ و… با این همه، باز این ملت درصدد دسترسی به نیروی هسته‌ای برای پیشرفت‌های خود و قطع کامل وابستگی‌اش است. در انواع علوم و دانش‌ها جهش‌ها و پیشرفت‌های خارق‌العاده و چشمگیر داشته است، از نظر نظامی به جایی رسیده که حمله نظامی به ایران را مشکل و بلکه محال کرده است. از حیث بین المللی به آنجا رسیده که در منطقه و بلکه در کل جهان هیچ موضوع تاثیر‌گذاری بدون حضور مستقیم یا غیر مستقیم ایران سامان نمی پذیرد و… اینها قابل تحمل نیست.

برخی از مردم اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی را یکی می دانند و یا تصور می کنند اقتصاد ریاضتی یکی از شاخه های اقتصاد مقاومتی است در حالی که این دو اصطلاح کاملا متفاوت بوده و هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند برای روشن شدن موضوع به شرح مفهوم ریاضت اقتصادی می پردازیم.

تعریفریاضت اقتصادی

ریاضت اقتصادی به طرحی گفته می‌شود که دولت‌ها برای کاهش هزینه‌ها و رفع کسری بودجه، به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست می‌زنند. این طرح که به منظور مقابله با کسری بودجه توسط برخی دولت‌ها انجام می‌شود گاهی اوقات به افزایش میزان مالیات و افزایش دریافت وام‌ها و کمک‌های مالی خارجی می‌انجامد.

اینکه بر اقتصاد و شرایط بحران زده اش ریاضت و سختی تحمیل شود، در ظاهر اصلا کار خوشایندی به نظر نمی رسد، اما ، می تواند به بازیابی درازمدت اقتصاد کمک کند. بنابراین اگرچه اقتصاد ایران شاید ناچار شود در دراز مدت به سیاست های ریاضتی روی بیاورد، اما اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی دو مفهوم جداگانه و مستقل است که به هیچ عنوان منجر به بروز یکدیگر نخواهند شد.

امام خامنه‌ای: «ما باید یک اقتصاد مقاومتىِ واقعى در کشور به وجود بیاوریم. امروز کارآفرینى معناش این است. دوستان درست گفتند که ما تحریمها را دور میزنیم؛ بنده هم یقین دارم. ملت ایران و مسئولین کشور تحریمها را دور میزنند، تحریم‌کنندگان را ناکام میکنند؛ مثل موارد دیگرى که در سالهاى گذشته در زمینه‌هاى سیاسى بود که یک اشتباهى کردند، یک حرکتى انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، یکى یکى عذرخواهى کنند. چند مورد یادتان هست لابد دیگر. حالا جوانها نمیدانند. در این ده بیست سال اخیر، از این کارها چند بار انجام دادند. این دفعه هم همین جور است. البته تحریم براى ما جدید نیست، ما سى سال است تو تحریمیم. همه‌ى این کارهائى که شده است، همه‌ى این حرکت عظیم ملت ایران، در فضاى تحریم انجام گرفته؛ بنابراین کارى نمیتوانند بکنند. خب، ولى این دلیلى است براى همه‌ى مسئولان و دلسوزان کشور که خود را موظف بدانند، مکلف بدانند به ایجاد کار، به تولید، به کارآفرینى، به پر رونق کردن روزافزون این کارگاه عظیم؛ که کشور ایران حقیقتاً امروز یک کارگاه عظیمى است. همه خودشان را باید موظف بدانند» (رمضان، 89)

ریاضت اقتصادی در بهترین معرفی و خلاصه ترین معرفی یعنی مردم کشی و فقیر کردن مردم. همان چیزی که امروز سبب شده است ده ها یا صدها هزار نفر از اروپاییان به خیابان های شهرهایشان به نشانه ی اعتراض به ظلم هایی که به علت طرح های ریاضت طلبانه اقتصادی بر آنها اعمال شده است، کشانیده شوند.

راه کار های عملی اقتصاد مقاومتی

  1. ضرورت تشکیل نهادهای مبارزه با اشرافی گری

در هر مرحله ای از تحول اقتصادی فرصت‌هایی فراهم می گردد و دریچه هایی باز می شود که از آن طریق عده ای سود جو و زرنگ و منتظر فرصت می توانند به جمع‌آوری ثروت و ایجاد بستر اشرافی گری و روحیه طاغوتی اهتمام ورزند که چنین وسوسه ها و اقداماتی، در صورت عدم کنترل، می تواند باعث انحراف اساسی در مشی انقلاب اسلامی گردد. از یک طرف باید مطمئن بود که مسئولان در دوران مقاومت اقتصادی به هیچ وجه ویژه‌خواری را دنبال نمی کنند و فرصت را به ویژه‌خواران نمی دهند و از طرف دیگر باید نهادهایی به این امر خطیر بپردازند و مانع از روحیه و اقدام در جهت اشرافی گری شوند تا همه مردم احساس کنند مسئولان همراه و همگام با آنها هستند و همه مطمئن باشند نظارت های کارساز و کارآمد مانع از تمرکز ثروت در دست عده ای می گردد. مردم به مسئولان و مدیران ارشد کشور بسیار حساس هستند، که البته حساسیت به‌جا و شایسته ای است. باید ساز و کار و حتی قوانینی فراهم گردد تا ثروت این افراد بررسی و ارزیابی گردد. همانطوری که قانون اساسی قوه قضائیه را موظف به بررسی ثروت رئیس‌جمهور و وزیران کرده است، که خود خیر و برکات زیادی داشته است، باید چنین امری در مورد مدیران ارشد هم انجام شود. به علاوه گرایش به زندگی اشرافی مدیران ارشد باید بررسی و نظارت گردد و مبارزه با این گرایش جدی شود. تبعیض یکی از مواردی است که باید در اقتصاد مقاومتی برچیده شود. تبعیض در حوزه اقتصاد باعث می گردد که عده ای از مدیران با همکاری فرصت‌طلبان خارج از حکومت بخشی از بیت‌المال را به نفع خود یا بستگان خود مصادره کنند و بر ثروت خود و فامیل خود بیافزایند و آن ثروت موجب گرایش این افراد و فرزندان و خانواده آنها به اشرافی گری شود.

  1. ساده‌زیستی، نتراشیدن هزینه و کم خرج بودن مدیران

تجربه بیش از 34 ساله انقلاب نشان می دهد که هرگاه و در هر برنامه ای معیارهای گفتمان امام (ره) و انقلاب مورد توجه و اقدام و عمل مدیران قرار گرفته است، موفقیت قطعی و سرشار از برکت الهی نصیب ملت شریف ایران شده است. ساده‌زیستی علاوه بر آنکه بر روحیه همکاری و مقاومت در برابر مشکلات و ناملایمات مردم می افزاید، باعث می گردد تا روحیه صرفه جویی و قناعت نهادینه شود و در نتیجه سبب می‌شود که بهره وری ها بالا رود. مدیریت هزینه در کشور و اجزاء آن جزء لاینفک اقتصاد مقاومتی است. در اقتصاد مقاومتی همه مسئولند از هزینه های بی‌مورد و غیرضرور و بدون اولویت پرهیز کنند و در عوض برنامه ریزی و اولویت‌دار کردن برنامه ها و تأمین بودجه، جایگزین هر نوع چانه‌زنی موردی گردد. در اقتصاد مقاومتی باید روحیه انقلابی و اسلامی بر مدیران حاکم گردد طوری که در هر نوع حرکت و اقدام خود، خدا را ناظر و حاضر ببینند و خود را مسئول و پاسخگو در مقابل اقدامات و تصمیمات خود ملاحظه کنند. خرج‌تراشی برای دولت و مردم از طرف هر فرد و سازمانی ممنوع است. در این صورت اقتصاد مقاومتی با بهره‌وری بسیار بالا و انسجامی مثال‌زدنی پیش می‌رود و به موقعیت های جدید خود می رسد. مدیر کم‌هزینه الگوی جامعه می گردد و این الگو سرمشق تک تک افراد و همکاران و هم‌قطاران قرار می گیرد که نتیجه آن بالا رفتن بهره‌وری دستگاه‌های اجرائی است. خصوصاً مدیران کم‌خرج باعث محبوبیت مردمی و بالا رفتن اعتماد عمومی می گردد و همه اجزاء کشور را ترغیب به تلاش و فعالیت خلاقانه می نماید.

  1. مشارکت مردمی

تحقق اقتصاد مقاومتی صرفاً با مشارکت مردمی امکان پذیر است و لاغیر. برای بالا بردن مشارکت مردمی باید از هر نوع فعالیت اقتصادی مردمی استقبال کرد. فضایی باید بر کشور و جامعه حاکم گردد که همه مردم خودشان را مولد در اقتصاد و شریک در پیشرفت و مقاومت کشور حس کنند و بر آن ببالند. باید فضایی به وجود آید که مردم عادی هر فعالیت تولیدی را که خود را در آن توانمند می بینند، انجام دهند. مثلاً اگر فردی در حیاط منزل یا زمین کنار منزل خود می تواند کاشتی انجام دهد خود را مقید و مفید بداند و انجام دهد. اگر فردی می تواند منزل خود را به کارگاهی تولیدی تبدیل کند و در کنار سایر فعالیت های خود به تولیدات دیگری دست بزند، این کار را با علاقه انجام دهد. اگر خانواده ای در کنار فعالیت عادی خود می تواند با رعایت مسائل مختلف نظیر امور بهداشتی نسبت به پرورش مرغ و ماهی و گوسفند و غیره اهتمام ورزد، جانانه و با اشتیاق به این امر و بدون وابستگی به دولت اقدام کند و اقدام خود را در راستای خودکفائی و خوداتکایی کشور بداند و حس کند که این عمل او مشکلی از مشکلات کشور و ملت را حل می کند. به عبارتی تولید مردمی می گردد و مردم مستقیماً با تولید درگیر می شوند. کارگاه های تولید خانگی بر پا می‌شود. مزارع کنار خانه و خانواده سرسبز می شوند. اقتصاد خانواده مقداری استقلال پیدا می کند. وقت اضافی افراد و خانواده ها صرف تولید می گردد. ابتکارات و خلاقیت های فردی و گروهی در تولید و اقتصاد رشد می یابد و فرهنگ عمومی می شود. سرمایه های کوچک و کم حجم در تولید به کار گرفته می شوند. سرزنده بودن و شادابی به سراغ افراد جامعه می آید و تنبلی و خمودگی از جامعه و خانواده ها رخت بر می‌بندد. واردات به سرعت کاهش می یابد. تنوع محصولات به سرعت افزایش می یابد. ظرفیت های جدیدی به ظرفیت های موجود کشور اضافه می شود. سبک زندگی بسیاری از مردم سبکی جهادی می گردد. اقتصاد مردمی شکل بهتری می گیرد. و حملات اقتصادی دشمن کم‌اثرتر می گردد.

  1. نهادینه کردن حمایت از تولید ملی و استفاده از همه ظرفیت‌های کشور

در دوران اقتصاد مقاومتی حمایت از تولید ملی داخلی یک ضرورت جدی است. از یک طرف باید فعالیتهای تولیدی و بازرگانی و حتی نظام پولی و مالی کشور با نیازهای ناشی از اجرای اقتصاد مقاومتی و پیامدهای آن هماهنگ و هم‌خوان گردد و از طرفی باید اقتصاد کشور را متکی به توانمندی‌ها و ظرفیتهای داخلی نمود. نیروی کار، منابع سرمایه ای، ابتکارات و خلاقیت ها، نگاه ها و نگرش ها و نظایر آن باید با الزامات اقتصاد مقاومتی هماهنگ گردند. در مسأله تولید باید نقش و اهمیت تأمین مواد اولیه، فناوری، تجهیزات و مسائلی نظیر مبادلات اقتصادی و سرمایه ای را مد نظر داشت و برای آنها برنامه ای تبیین کرد و تلاش نمود با بومی‌سازی برخی از آنها کشور را به سمت و سوی توسعه سوق داد. افزایش قابلیت ها و ظرفیت ها و توانمندی های داخل کشور و اتکا به آنها می تواند پایه های اقتصاد مقاومتی را مستحکم تر کند. هدایت منابع و سرمایه های کشور به سمت صحیح و درست و هماهنگ با اقتصاد مقاومتی باعث افزایش ظرفیت ها و توانمندی ها می گردد.

  1. عقلانیت اقتصادی

در اجرای اقتصاد مقاومتی عقلانیت اقتصادی حکم می کند که مشکلات و نارسائی ها به طور دقیق شناسایی و ردیابی گردد و دلایل آنها بررسی و ارزیابی و پیش‌بینی شود. باید مشکلاتی نظیر تورم، نقدینگی، ریخت و پاش های دولتی و غیردولتی را مورد به مورد بررسی کرد و اگر ریشه داخلی دارند به گردن مسائلی نظیر تحریم نینداخت. تشخیص صحیح مشکل، حل آن را ساده یا امکان‌پذیر می کند. اگر مشکل خوب و درست تشخیص داده شود و علت مرض معلوم گردد، مطمئناً پیچیدن نسخه برای حل آن آسان و عملی می شود. بنابراین ضرورت وجود نهادهای پژوهشی و کارشناسی مستقل در امر اقتصاد مقاومتی اجتناب‌ناپذیر است.

در اقتصاد مقاومتی حرکات و عملیات نباید ریشه و مبنای نزاع سیاسی و سیاست‌زدگی داشته باشد. چون واکنش به حملات اقتصادی خارجی نیازمند سرعت زیادی است، باید توجه گردد که در حرکت های سریع، اصول و عقلانیت اقتصاد مقاومتی تضعیف نگردد. برای رفع ضعف های اقتصادی باید به فکر تشخیص و درمان بود. در برابر تحریم نباید انفعالی عمل کرد، بلکه ردیابی و آمادگی برای مقابله با عملیات حمله ای یک ضرورت اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی اقتصادی دفاعی است که در مواقع لازم می تواند تهاجمی عمل کند. از جهتی چون اقتصاد مقاومتی موضوع جدید و بکری است، باید ابعاد مختلف این نظریه و راه کارها و مبانی آن فرموله و حتی شبیه‌سازی گردد و در حین اجرا بررسی و تحقیق در مورد ابعاد و اثرگذاری آن انجام پذیرد. فضای پرسش و پاسخ در مورد این موضوع باید در جامعه فراگیرتر شود و صاحب‌نظران، میدان طرح سؤال و ارائه پاسخ پیدا کنند. مسئولان ابهامات را طرح و بیان کنند تا جامعه در مورد آنها نظر دهد. نظرسنجی های لازم و به موقع انجام شود. دانشگاه ها و مراکز پژوهشی به صورت خودجوش و حتی مأموریتی به این امر بپردازند.

  1. نگاه مولد به درون، خوداتکایی، خودکفایی

یکی از ویژگی‌های اقتصاد مقاومتی تبدیل کشور از حالت واردکننده حداکثری به حالت واردکننده حداقلی و تبدیل آن به یک کشور صادرکننده محصولات غیرنفتی و غیروابسته و غیرمتکی به نفت است. برای این منظور جایگزینی تولیدات غیرنفتی اجباری است. کشور ایران اسلامی صاحب معادن غنی و متنوع، سرزمین‌های وسیع و مستعد، استعدادهای نیروی انسانی بی‌نظیر در دنیا، ظرفیت ها و پتانسیل های بالقوه و آماده برای بالفعل شدن، مکتبی انسان‌ساز و مولد و مشوق و پویا و فعال، مواهب بومی و ملی خدادادی فراوان و کشوری تمدن‌ساز و مؤثر در تمدن‌های بشری است. شناخت این ظرفیت های بومی و برنامه ریزی و عملیات برای به کارگیری این ظرفیت ها در اقتصاد مقاومتی بسیار اهمیت دارد. در اقتصاد مقاومتی رویکرد کشور و جامعه به سمت ایجاد نهضت استعدادیابی و ظرفیت یابی درونی و استفاده از فرصت های موجود ملی است. در این نهضت جایی برای تنبلی و رکود نیست. در وهله نخست نگاه ها همه به سمت بهره برداری و به کارگیری ظرفیت های درونی است. نگاه و نگرش به اعتلای کشور و مقاوم‌سازی اقتصاد در برابر هجوم های دشمن و یا شرایط اضطراری با رویکرد فعال‌سازی استعدادهای ملی است. نگاه توأم با تلاش و همت مضاعف و جهادگونه با تکیه بر کار و سرمایه ایرانی و حمایت از تولید ملی و کاهش آلودگی های اقتصادی است. نهضت تولید علم و دانش و به تبع آن تولید فناوری و به کارگیری فناوری ها و تجاری‌سازی دانش و استفاده حداکثری از شرکت های دانش‌بنیان و کارگاه های خصوصی کوچک و متوسط و هم‌افزائی علم و ثروت و حرکت به سمت خوداتکائی و تحقق خودکفایی کشور است، که در اقتصاد مقاومتی برجسته تر می شود تا تولید ملی بهینه گردد و کشور به خود متکی و از تک محصولی بودن خارج شود. در اقتصاد مقاومتی برای برداشتن گام‌های بلند در راستای پیشرفت کشور در حین مقاومت، توجه به کیفیت و قیمت و تنوع تولیدات داخل، اصلاح مدیریت های اجرائی و عملیاتی با نگرش رسیدن به خودکفایی و اتخاذ تدابیر لازم برای خوداتکایی در برخی زمینه‌ها لازم است. در این اقتصاد هیچ مسئول و مدیری منتظر ابلاغ و فرمان از بالا برای رسیدن به خودکفائی و خوداتکایی نیست. بلکه هر کسی در هر جائی که هست تلاش و مجاهدت دارد تا به سمت خوداتکایی و خودکفایی با نگرش تولید ملی و محلی حرکت کند.

 را ه کارهای افزایش تولید ملی

به دنبال نام گذاری سال 90 با عنوان جهاد اقتصادی، سال 1391 نیز سال حمایت از تولید ملی نام گرفت که به نظر می رسد پیرو نام گذاری سال های قبل با عنوان های اصلاح الگوی مصرف، جهاد اقتصادی و اجرای سیاست های طرح تحول و هدفمندی یارانه ها و… اکنون در شرایطی هستیم که کشور به خاطر افزایش تحریم های بانکی و نفتی، رشد نرخ ارز، ضرورت کاهش بیکاری 13 تا 14 درصدی اقتصاد ایران و…. نیازمند توجه به تولید ملی است.

1- احساس امنیت و باور تولید کننده و سرمایه گذار ایرانی از حمایت مردم و دولت

اگر چه مردم به کیفیت و قیمت توجه دارند و اداره نظارت بر استاندارد باید کار نظارتی خود را هم بر تولید داخلی و هر بر واردات درست انجام دهند تا مردم کالای با کیفیت و قیمت مناسب را خریداری کنند اما در عین حال باید توجه داشت که بدون شبکه توزیع مناسب و بدون تداوم سیاست های حمایتی، سرمایه گذار و تولید کننده نمی توانند تشویق به تولید کالای با کیفیت و با قیمت مناسب شوند و در بازار نخواهند ماند.

سرمایه گذار و تولید کننده زمانی در بازار تولید و توزیع حضور می یابند که احساس کنند سیاست های نرخ ارز، قیمت گذاری کالا، وام بانکی، نرخ سود و سایر هزینه های مالی و تولید، قوانین کار و مالیات و سرمایه و…بهتر شده اند و هر چهار بازار کالا، پول، کار وسرمایه، با شفافیت و کارایی مناسب همراه باشند.

2- حمایت خاص از تولید با حمایت تعرفه ای

نمونه موفق این سیاست ها در سال های اخیر، خوشبختانه پیش روی مردم ومسوولان است و حمایت خاص از خودروسازان از طریق تعرفه 90 درصدی، تامین اعتبار مالی و…. نشان می دهد که خودروسازان تولید سالی 1.5 میلیون خودرو با 20 هزار میلیارد تومان گردش مالی و 2 میلیون شغل مستقیم و غیر مستقیم را ایجاد کرده اند. یعنی با یک سیاست موثر تعرفه 90 درصدی، این همه مواهب و عواید برای کشور داشته و خودروساز ایرانی از سال 1372 تاکنون  با همین چند سیاست، به خودروساز جهانی وصادر کننده موفق در منطقه تبدیل شده است.

اگر این نگاه به خودروسازان به چند صنعت بومی و تاریخی ایران، یعنی صنعت نساجی، کیف وکفش و… نیز تعمیم داده شود و یاحداقل با تعرفه 40 تا 50 درصدی از  این صنایع قدیمی و ریشه دار و صنایع غذایی حمایت کنیم متوجه خواهیم شد که نه تنها ایرانی، کالا و خودرو و پارچه و کفش و مواد غذایی ایرانی مصرف می کند بلکه کشورهای دیگر را نیز تشویق به واردات کالا از ایران خواهد کرد.

3- حمایت از تولید ملی برای نتیجه دادن نیازمند یک برنامه میان مدت و بلندمدت است

امید است که حمایت از تولید ملی، به یک استراتژی بلندمدت حداقل 20 ساله تبدیل شود تا عواید آن به تدریج نصیب تولید و اشتغال و سرمایه گذاری داخلی شود. زیرا باید توجه داشته باشیم که حمایت از تولید ملی تنها یک برنامه یک ساله نیست و به زیرساخت ها و زیربناسازی نیاز دارد. یعنی باید سیاست ها اصلاح شود، نرخ ارز و تورم، نرخ بهره، تعرفه ها، قوانین کار ومالیات، اصلاح شبکه توزیع، بسته بندی وبازاریابی، برندسازی و معرفی نام های تجاری معتبر ایرانی و جلب نظر مشتریان، و… باید در دستور کار باشد و هر یک از این سیاست ها تنها بخشی از بازار را حمایت می کند و این سیاست ها حداقل برای چند سال مورد توجه باشد تا اطمینان واعتماد تولید کننده و سرمایه گذار را جلب کند و تولید کننده از حمایت مردم در مصرف کالای داخلی مطمئن شود.

قیمت گذاری ها، کنترل ها، متناسب بودن واردات کالا با میزان واقعی کمبود داخلی و… نیز بسیار نقش دارد و اگر تولید کننده احساس کند که با یک رقابت نابرابر از سوی واردات کالای خارجی و دولت ایران مواجه شود، قادر به تداوم کار خود نیست. به عبارت دیگر، اگر در فصل برداشت موادغذایی، یا عرضه کالای یک کارخانه یا یک صنعت، با واردات کالای خارجی با نرخ ارز ارزان  و با حمایت یک سازمان دولتی مثلا وزارت صنعت، معدن و تجارت همراه شویم، در آن صورت، تولید کننده یا از بازار خارج می شود و یا به تولید فکر نخواهد کرد.

بسیاری از تولید کنندگان در سال های اخیر به وارد کننده کالا تبدیل شده اند و با ارسال برند یا نام تجاری خود، و تولید کالا در چین، وانمود کرده اند که تولید کننده ایرانی هستند و با این کار دردسر تولید، کارگر و… را نداشته اند و با نرخ دلار ارزان اقدام به واردات کرده اند.

اما در شرایط فعلی، رشد نرخ ارز باعث می شود که تولید کننده به تولید داخلی توجه کند اما باید سایر سیاست های مکمل مانند تعرفه ها، زمان برداشت وعرضه کالا، میزان واردات، قیمت و کیفیت کالای داخلی و خارجی و….نیز درست شود تا قدرت رقابتی تولید کننده داخلی افزایش یابد.

4- افزایش قدرت رقابتی تولید داخلی

در سال های اخیر برخی  سیاست های اصلاح ساختار و تحول اقتصادی نظیر سیاست های کلی اصل 44، خصوصی سازی، طرح های عمرانی، هدفمندی یارانه ها و…. اجرا شده و تاحدودی اثر گذار بوده است اما برای اثر گذاری بر  شاخص های اقتصادی و رشد سرمایه گذاری بخش خصوصی، بهبود بانکداری، صنعت، توسعه صنعت نفت وگاز و… باید جدی تر و شفاف تر عمل شود تا خصوصی سازی واقعی را شاهد باشیم و کارایی مدیریت بهتر شود. زیرا تا زمانی که بخش خصوصی، دولت و بخش های دولتی را رقیب خود می بیند، نمی توان انتظار داشت که تولید ملی با قدرت رقابتی بالاتری نسبت به کالای خارجی همراه باشد.

سال گذشته یعنی سال 90 به عنوان آغازگر دهه 1390 با نام گذاری سال جهاد اقتصادی همراه شد و اگر چه در این  سال  اقداماتی از سوی دولت و بخش خصوصی در راستای بهبود شاخص های اقتصادی صورت گرفت اما این سیاست ها کافی نبوده و با یک سال نیز نمی توان انتظار بهبود زیاد را داشت، لذا باید استراتژی حمایت از تولید ملی و جهاد اقتصادی را از خود دولت شروع کنیم و دولت تاحد ممکن راه را برای تولید داخلی و کاهش واردات کالا باز کند. زیرا اگر تولید کننده احساس کند که دولت همچنان تمایل به واردات کالای خارجی دارد، نمی تواند به رقابت بپردازد. دولت نباید به بهانه های مختلف اجازه واردات کالا به خصوص در فصل برداشت و عرضه کالای داخلی را بدهد.
طبیعی است که این جهاد بزرگ اقتصادی، تنها با برنامه های یکساله تحقق نمی یابد و باید حداقل یک دهه با اولویت دادن به برنامه های متعدد در بخش های مختلف اقتصادی، شاهد این جهاد و تحول بزرگ اقتصادی در کشور باشیم.

پیشرفت و توسعه اقتصادی یک کشور، فرآیندی است که در یک برنامه 20 ساله و در چند برنامه پنجساله باید در اولویت های یک کشور باشد و به تدریج با شکل گیری باورها و طراحی برنامه های متناسب با مزیت های اقتصادی و اجتماعی شکل بگیرد. به عبارت دیگر، برای آن که صنایع بومی و خودکفا و متکی بر توانایی های داخلی داشته باشیم. باید از تربیت نیروی انسانی و دانشگاه ها، مراکز فنی وحرفه ای وهنرستان ها و حتی از آموزش ابتدایی باید کار را آغاز کنیم تا نیروی انسانی مورد نیاز در دهه آینده و حتی دو دهه آینده را از حالا تربیت کنیم. جهاد اقتصادی آغاز شده در سال 90 باید پیگیری شود و دوم این که جهاد اقتصادی و رشد و پیشرفت و بالندگی اقتصادی در جامعه ایران، فرآیندی است که حداقل باید در طول یک دهه به طور مستمر در اولویت و برنامه ریزی حکومت و جامعه باشد.
براین اساس، لازم است یادآور شویم که حمایت از تولید ملی، نیازمند بسترسازی و مکانیزم ها وسیاست هایی است که بدون آنها نمی توان تولید ملی را حمایت کرد.

5- حمایت های خاص و تعرفه ای

نوع دیگری از حمایت ها باید از طریق افزایش تعرفه واردات کالاهای خارجی انجام شود. اگر چه خوشبختانه به خاطر رشد نسبی نرخ ارز تاحدودی، واردات کالای خارجی نسبت به قبل گران تر شده و تولید داخلی وکالای ایرانی قدرت رقابت بیشتری یافته اما  واقعیت این است که نرخ پایین تعرفه ها  و واردات بی موقع محصولات خارجی به خصوص مواد غذایی در فصل برداشت محصولات کشاورزی باعث شده که تولید داخلی لطمه بخورد.

6- بسته بندی و بازاریابی مناسب

نکته دیگر، ضرورت توجه به بسته بندی و بازاریابی مناسب است زیرا در حال حاضر بسیاری از تولیدات ایرانی مانند چای با کیفیت شمال ایران، به خاطر بسته بندی و عدم معرفی برند مناسب، بازار کوچکی دارند در حالی که چای خارجی به صورت رسمی و قاچاق وارد کشور شده و با برندهای مختلف و با کیفیت پایین و همراه با انواع اسانس نامناسب وارد کشور می شود.

7- انضباط مالی دولت و کاهش وابستگی به دلار نفتی

همچنین تنظیم سیاست های پولی ومالی دولت باید به گونه ای باشد که نیاز به رشد واردات برای تامین ریالی بودجه خود نداشته باشد و این مهم باید در سال های آینده از طریق تامین ریال بودجه از طریق رشد مالیات ها و رشد درآمد حاصل از فروش فرآورده نفتی تامین شود نه از طریق واردات کالا و خروج ارز نفتی بابت کالای خارجی و فروش کالای خارجی در داخل به ریال و …

اگر بودجه دولت درست  تنظیم شود نقش کنترل واردات در حمایت از تولید ملی می تواند بسیار موثرتر از زمان فعلی باشد.
اگر چه دولت پیش بینی کرده که با رشد مالیات ها، رشد درآمد هدفمندی یارانه ها و… نیاز به نفت و واردات با ارز نفتی کمتر خواهد شد اما  لازم است که در شرایط کنونی حداقل از میزان وابستگی بودجه به نفت کمتر شود،همچنین برای آن که رقابت در بخش خصوصی شکل بگیرد و قدرت رقابتی افراد و شرکت های شایسته ارتقا یابد باید شرایطی فراهم شود که دولت به عنوان رقیب بخش خصوصی در بسیاری از عرصه ها، جای خود را به بخش خصوصی بدهد و با خصوصی سازی و واگذاری شرکت ها و از همه مهمتر با هدایت بودجه دولتی به سمت عمران و وظایف حاکمیتی، زمینه حضور بخش خصوصی تقویت شود.

8- نهادسازی قانونی و مدنی

مهمترین حرکت در راستای حمایت از تولید ملی وجهاد اقتصادی، نهادسازی قانونی و مدنی و ایجاد تشکل های متناسب با این حرکت بزرگ در جامعه است و مهمترین قانون و نهاد در اقتصاد، آزادسازی قیمت ها و به کار گیری تدبیر دولت در بازارهای مختلف است تا از این طریق شاخص ها و نرخ ها و عملکرد اقتصاد گردانان به خصوص بخش خصوصی و سرمایه گذاران ، به درستی تنظیم شود و انگیزه لازم برای رشد پس انداز جامعه و سرمایه گذاری فراهم شود.کارگر بیکارداریم پس قوانین کار را ساده تر کنیم:

به عنوان مثال در جامعه ای که بیکاری 3 میلیون نفری دارد و مزیت های بسیار مانند نفت و گاز و گردشگری دارد، مکانیسم به کارگیری نیروی کار باید مشوق افزایش کارگر بیشتر در کارگاه ها و کارخانه ها باشد. اولا صنایع و کارخانه ها و هتل ها و خدمات در راستای به کار گیری مزیت های نفت وگاز و گردشگری گسترش یابد و دوما،  نرخ دستمزد و قوانین کار نباید به شکلی باشد که کارگر کمتر استخدام شود و در عوض ماشین آلات بیشتر به کار بگیریم.
به عبارت دیگر، در جامعه ای که بیکاری دارد باید کارگر بیشتر به کار بگیریم و سرمایه کمتر مصرف کنیم. در حالی که این روند در سال های اخیر برعکس بوده و نرخ دستمزد و وقوانین کار را سخت گیرانه تنظیم کرده ایم و نرخ سرمایه یا نرخ بهره و نرخ ارز را کاهش داده ایم تا از پول و واردات و ماشین آلات بیشتر استفاده کنند .

در نتیجه تمایل به استفاده از وام بانکی، ماشین آلات، ارز، واردات کالا و مواد اولیه و ماشین آلات وارداتی بیشتر شده است و تمایل به استفاده از نیروی کار و کارگر را کم کرده ایم.

به عبارت دیگر در سرزمینی که نیروی کار فراوان، زمین فراوان و آب کم و سرمایه کم داریم باید نرخ ها به سمتی برود که از زمین و نیروی کار بیشتر استفاده کنیم و از آب و سرمایه کمتر استفاده کنیم تا تولید با بهره وری بیشتر همراه شود.
به عنوان مثال، در امور خدماتی شهری، باید مانند گذشته از نیروی کارگر ایرانی استفاده کنیم و خیابان های شهر را نیروی انسانی مرتب و نگهداری کند و از ماشین الات کمتر بهره ببریم . همچنین وقتی آب کم داریم باید به جای کاشت چمن که آب زیاد نیاز دارد، درخت بکاریم و درختان ایرانی مانند توت و انار و… که آب کمتری نسبت به چمن نیاز دارد، در خیابان ها و کوچه ها بکاریم و درختان فعلی را حفظ کنیم  واجازه شکستن آنها را ندهیم،  دفاع از تولید ملی، از کاشتن درخت و حفظ درخت به عنوان سمبل زندگی اقتصادی ایرانیان شروع می شود و تا تنظیم نرخ ارز و تعرفه وبودجه وواردات را شامل می شود.

نتیجه گیری و پیشنهادات

با توجه به بررسی همه عوامل موثر و زیر سیستم دراقتصاد مقاومتی باید گفت که تحریم‌ها نمی‌توانند خلل مهمی برای کشوری با قدرت جمهوری اسلامی ایران وبا این مرزهای گسترده و منابع خدادادی ایجاد کنند، کشوری که به خدای متعال اتکا دارد وملتی استوار و هوشمند است حتماً پیروز این میدان خواهد بود. نظام اسلامی قادر است با برنامه‌ریزی، تلاش، تدوین استراتژی ها و اقدامات لازم با محوریت اقتصاد مقاومتی، بخش عمده ای از تهدیدهای امروزین را نیز به فرصت تبدیل کند ، راهکارهای ذیل جهت رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی ضروری است:
1- نقطه شروع اقتصادمقاومتی، سیاستگذاری برای اصلاح الگوی مصرف است. مصرف، تولید را جهت می‌دهد و این دو درکنارهم، جهت سرمایه گذاری را مشخص می کنند. رونق تولید داخلی و کاستن از وارداتی که می‌تواند به افول و کم رونقی و توقف واحدهای تولیدی داخلی منجرشود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای تکنولوژی درسطح کلان تر می شود . البته باید به گونه‌ای عمل کرد که اقتصاد مقاومتی به معنای تحمیل فشار به مردم نباشد.
2-. افزایش بهره وری درتولید ،کاهش قیمت تمام شده تولیدات، کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولیدات خارجی و کاهش واردات، حمایت ازتولید ملی به ویژه تولیدات استراتژیک
3-  کاهش آمار بیکاری و خشکاندن ریشه های فقر و آسیب های اجتماعی ناشی از بیکاری در جامعه.
4-  فعالسازی سیستم های حمایتی پولی و مالی و بیمه ای بخش تولید برای تحرک دراقتصاد داخلی و نیز حمایت از صادرات کالاهای غیرنفتی.
5- افزایش واردات دانش فنی، خطوط تولید و ماشین آلات در ازای کاهش واردات کالاهای مصرفی با توجه به اهمیت این نوع معاملات درعصراطلاعات، همزمان با تولید علم وتولید دانش فنی و حمایت از شرکتهای دانش بنیان.
6- توجه به معضل تورم و برقراری یک نظام قابل پیش بینی و قابل مدیریت درقبال شاخص تورم وتطبیق آن با سطح حقوق ودستمزدها و نیز قیمت ارز در پیشگیری سیاستهای بهینه دراین فرآیند.
7-  تبدیل تهدیدها به فرصت ها در روند تامین کالاها به این معنا که به محض اعمال تحریم در برخی از کالاها، شکل دهی به عزم ملی درحوزه فناوری و صنعت و تجارت برای ایجاد خود کفایی کامل یا حداقل خود اتکایی درتولید و تامین این اقلام.
8-  برقراری ارتباطات خاص اقتصادی با برخی از کشورهای دوست، گسترش ارتباطات اقتصادی با کشورها و بلوک های منطقه ای و گسترش شرکای تجاری از یک شریک عمده به چند شریک کوچکتر.

 

9-  شکل گیری روحیه جهاد ا قتصادی، تولید ملی وحمیت ایرانی. ضمن آنکه برای تقویت اقتصادی ملی، “دیپلماسی اقتصاد مقاومتی” نیزلازم است. هدف از این نوع دیپلماسی تبیین دستاوردهای اقتصاد مقاومتی درمقابل فشارهای وارده است. فشارها درمورد کالای مصرفی و شاخص‌های روزمره اقتصادی وارد می شود، ولی دستاوردهای مقاومت کشور، دستاوردهایی استراتژیک و بلندمدت هستند، همچون خودکفایی درتکنولوژیها و فناوری های برتر(هسته ای )، استقلال درسیاست خارجی و…
10- خودداری از اسراف و ضایع کردن کالاها و ذخیره سازی کالاهای اساسی در ابعاد حجیم توسط دولت و انبارهای کوچک و هدایت شده و هوشمند توسط مردم (مانند کشور سوئیس) حتی در زمان صلح و آرامش جهت تامین امنیت غذایی مردم .

 

Related posts